جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
95
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
چون با دهنهاى كه در ايران به كار مىرود متفاوت است و در رفتار اسب هم تأثيرى ندارد ، زيرا كه اگر حيوان خيلى چموش باشد به كلى بىفايده است و اگر سركش باشد پا به فرار خواهد گذاشت و رويهمرفته بهتر اين است كه از دهنهء محلى استفاده شود هرچند كه سخت بىرحمانه است « 1 » با زين بايد عرقگير نرمى هم برداشت ، زيرا كه بيشتر اسبهاى پستى پشت مجروح دارند و اگر دليل ديگرى هم در ميان نباشد انسانيت ايجاب مىكند كه اين احتياط رعايت شود . من دستور داده بودم آهنهاى ركابم را با پارچه نرمى پوشاندند تا مانع از سرايت سرما هنگام شب و يا صبح زود گردد . توشه - براى سوارى من نيمشلوارى سفت و محكمى را توصيه مىكنم ، اما نبايد در ناحيه زانو خيلى تنگ باشد چون دير يا زود فشارش محسوس خواهد شد و بنابر اشارهاى كه دكتر ويلز كرده بود يك جفت چكمه گشاد روسى كه بسيار مغتنم بود در تفليس خريدم كه لااقل دو نمره از اندازهء پاى خودم بزرگتر بود . اين چكمهها آسان پوشيده مىشود و درآوردنش هم آسان است بعلاوه نرم است و به همين دليل پا را گرم نگاه مىدارد . افسران انگليسى و هندى غالبا با پوتى « 2 » و كفش اسبسوارى مىكنند و بعضى از ايشان سوارى را با شلوار بر نيمشلوار ترجيح ميدهند . يك جفت پوتين ميخدار شكار براى بالا رفتن از كتلها و گردنههائى كه تخت هرگونه كفش را زود سوراخ مىكند و اگر نباشد نميشود . گالوش هم بايد همراه داشت در صورت ملاقات كردن با طبقهء اعيان كه توجه خاص دربارهء فرشهاى
--> ( 1 ) - 270 سال پيش سرتامس هربرت نوشته بود كه زير چانهء اسب را به زنجير مىكشند و آن با دهنههاى تيز مجهز است و حلقهء آهن نيز بر آن مىافزايند و بعيد نيست كه همان دهنه هنوز معمول باشد شكل آن شبيه H فرنگى است با برآمدگى تيزى از وسط ميله به طرف بالا و به آن دهنه زنجيرى وصل است كه از زير فك پائين مىگردد و مؤثرترين دهنهاى است كه من در عمرم ديدهام . اگر اسب دهان حساسى داشته باشد كمترين تكان او را در جاى خود ميخكوب مىكند و حال آنكه دهنه زدن شديد چنان كه رسم ايرانى براى ابراز مهارت در اسبسوارى است بىشك حيوان تيرهبخت را شكنجه مىدهد . ( 2 ) - پوتى شايد در اصل يك كلمهء ايرانى باشد مشتق از پى - توا همان مچپيچى است كه مازندرانىها مىپوشند . ( در حدود سارى پاتوبه مىنامند . م . )